سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
143
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
بخشيدن مهر باشد ثابت مىگردد ولو جهت غير مالى آن ثابت نشود چنانچه در هرمورديكه دعوى مشتمل بر دو جهت باشد نظير سرقت طبق فرموده علماء قطعا با شهادت يكنفر و قسم جهت مالى آن ثابت مىگردد فلذا در مثال سرقت مال به عهده سارق ثابت شده اگرچه دست وى را نمىبرند و حق هم همين است و مرحوم مصنف نيز در كتاب دروس به آن جزم و قطع پيدا نموده و بدين وسيله اطلاق عبارت اينجا مورد ايراد و اشكال است . قوله : عيوب النساء : مقصود عيوبى است كه مجوّز فسخ نكاح مىباشند و آن در زنان نه عيب است بشرح زير : جنون ، جذام ، برص ، نابينائى ، زمينگيرى ، بودن استخوان در رحم كه مانع از وطى باشد و از آن به قرن ( بفتح قاف و سكون راء و فتح آن ) نام مىبرند ، افضاء يعنى مجراى بول و حيض متحد شده باشد ، بودن گوشت اضافى در رحم كه مانع از همبستر شدن مرد با وى باشد و از آن به عفل ( بفتح عين و فاء ) تعبير ميكنند ، مسدود بودن فرج و نداشتن منفذى براى وطى و از آن به رتق ( به فتح راء و تاء ) نام مىبرند . قوله : و كذا عيوب الرجال : منظور عيوبى است كه مجوّز فسخ نكاح است و ان در مردان پنج عيب مىباشد به اين شرح : جنون ، خصى بودن يعنى بيضتين وى را كشيده باشند ، مقطوع الآلة بودن يعنى يا نرينه وى را از بيخ بريده باشند و يا اگر مقدارى از آن باقى مانده كمتر از حشفه باشد ، عنين بودن يعنى در وى مرضى باشد كه بواسطه ضعف آلت نرينه از انتشار قادر بر